على محمدى
80
شرح اصول استنباط ( فارسى )
شاهد مطلب حسن الاستفهام يعنى وقتى مولائى بقول مطلق مشتقى را به كار برد بجا است كه عبد از مولى بپرسد كه آيا منظور شما خصوص ذواتى است كه بالفعل متلبس به اين لباس باشند و يا مرادتان اعم است ؟ و حسن استفهام دليل آنست كه مشتقات حقيقت در هردو هستند . ( البته به نظر مىرسد كه آقاى مصنف دچار مغالطه شدهاند زيرا كه ما نظير اين استدلالها را در معالم الاصول هم داشتيم كه در باب مره و تكرار - فور و تراخى بعضىها كه مدعى اشتراك لفظى بودند از حسن استفهام بهره مىگرفتند و صاحب معالم در جواب مىفرمود : حسن الاستفهام دليل بر خصوص اشتراك لفظى نيست بلكه با اشتراك معنوى هم مىسازد كه مخاطب از مولى بپرسد اين مطلق الطلب دو فرد دارد 1 - طلب فورى 2 - متراخيا و مراد شما كدام است ؟ ولى همهء آنها در جائى بود كه اجمال و ابهام باشد و در ما نحن فيه مصنف مدعى است كه حقيقت در اعم است و اگر در اعم بود كلام عند الاطلاق بايد ظهور در اعم پيدا كند و وظيفه عبد اينست كه هم ما تلبس و هم ما انقضى را امتثال كند و ابهامى نيست تا استفهام و سئوال صحيح باشد و سخن شما با اشتراك لفظى و يا اشتراك معنوى كه يقين داريم مولى يك فرد را اراده كرده ولى كدام است نمىدانيم اينجا جاى حسن استفهام است نه در ما نحن فيه كه حقيقت در اعم است و بايد گفت هردو مراد است ) . سپس مصنف مثال آورده به اينكه : اگر مولائى مردم را دعوت كرده و دسته دسته مىآيند و از غذاى او مىخورند و ميروند حال دستهاى غذا خورده و در اطاق ديگر نشستهاند و دستهاى مشغول غذا خوردن هستند در اينحال مولى به عبدش مىگويد : اسق الماء الآكل من هؤلاء الرجال يعنى خورندگان غذا را آب بده در اينجا جا دارد كه عبد بپرسد : مولاى من ، مرادتان چيست ؟ آيا كسانى را كه دست